محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
522
مخزن الأدوية ( ط . ج )
زردى و دنباله آن بسيار كوتاه و درشت شبيه به ثمر درخت سرو . طبيعت آن : در سيّم گرم و خشك و ما بين ورل و حردون است در حدت كيفيت . افعال و خواص آن : گوشت آن مقوى باه و جايز نيست محرور المزاج را استعمال آن جهت آنكه مكرب است و عند الاحتياج بايد كه با سركه طبخ نمايد تا مهرّا شود و با زيت و گشنيز و زيره كرمانى و عرق نعناع خيسانيده مطيب نموده با كاسنى و مغز كاهو و بقول بارده ديگر بخورند و اكتحال سرگين آن جهت رفع بياض عين و نزول آب در آن و طلاى آن جهت كلف و بهق و نمش با سركه اگر قوى باشد و با آب اگر ضعيف و ضماد شق كرده آن جاذب پيكان و خار و سموم جانوران سمى و طلاى پوست سوخته آن مورث بىحسى عضو به حدى كه اگر قطع كنند صاحب آن متألم نگردد . ضبع عرجا به فتح ضاد و ضم باى موحده و عين مهمله و فتح عين و سكون راى مهتملين و فتح جيم و الف لغت عربى است و حل و جفار نيز گويند و كنيت آن ام عامره است و به يونانى قسميهور و به سريانى بدنا و به فارسى كفتار و به هندى چركه و بجو و به دكهنى ترس نامند . ماهيت آن : حيوانى است بزرگ مانند گرگ و نر و ماده مىباشد و در رفتار و دويدن لنگى مىكند و در وجه تسميه و لنگى آن گفتهاند كه چون رطوبت جانب ايمن آن از ايسر آن زياده است لهذا مىلنگد و گويند به سبب آنست كه جانب چپ آن كوتاهتر از راست آنست خصوصاً ماده آن گويند به سبب حيله خود را چنان مىنمايد تا به مردم و حيوانات ديگر ايذا رساند چون پير شود اعارج شود و آن را متصف به اعرج و مؤنث آن را به عرجا نمودهاند و آن حايض مانند ارنب مىشود و نيز مانند ارنب يك سال نر آن قوى القوت و يك سال ماده مىباشد و عوام مىگويند يك سال ماده و يك سال نر مىباشد و در وقت نرى سفاد مىنمايد و در هنگام مادگى مىزايد و ضعيف القلب و كثير الجماع و حريص بر آن مىباشد و بسيار از حنظل مىترسد اگر شخصى در دست بگيرد از آن مىگريزد و نيز از خواص آن است كه اگر سگ در بلندى ايستاده باشد و سايه آن در شب ماهتاب بر زمين افتد و كفتار در زير برود كه سايه هر دو در هم مستغرق باشد سگ خود را از بالا اندازد و كفتار او را به درد و در روز به سبب گرمى هوا بسيار كم زور مىباشد و شب قوى و گوشت آن حرام است نزد اماميه و ابو حنيفه و نزد مالكى مكروه و نزد شافعى حلال . طبيعت آن : در آخر دويّم تا اول سيّم گرم و در اول دويّم خشك . افعال و خواص آن : آبزن طبيخ آن يعنى جلوس در آن كه زنده آن را دست و پا بسته در ديگى بزرگ دهن گشاده اندازند كه در آن آب جوشان باشد كه شبت و نخود و روغنهاى مناسب نيز در آن باشد و سر آن را بپوشند تا مهرّا شود پس صاف نموده در ظرفى بزرگ كه عليل تواند در آن نشيند كنند و عليل در آن نشيند امّا بايد كه آن مقدار گرم باشد كه برداشت آن را داشته باشد تا آن زمان كه رو به سردى آورد جهت اوجاع مفاصل و تمدد و كزاز و استرخا و عرق النساء و نقرس و رياح غليظه مفيد و در قرابادين آبزنات آن مذكور شد و به دستور تدهين به دهن آن كه در آب با ادهان مناسبه طبخ دهند جهت امراض مذكوره مفيد و خوردن گوشت آن جهت رفع برودت معده و حميات بلغميه و سوداويه و زردى رنگ و رخسار و اوجاع بارده و خوردن خون آن رافع جنون و خوردن نيم درم از چرك گوش آن مورث جنون و زهره آن نيم درم مسهل اخلاط ثلثه . مضر ريه ، مصلح آن عسل و اكتحال آن به تنهايى جهت حدت بصر و جلاى غشاوه و بياض آن و طلاى آن بعد از كندن موى زايد پلك چشم مانع روييدن آن و با هم وزن آن روغن اقحوان كه در ظرف مس سه روز بگذارند پس طلا نمايند بر بياض عين و نزول آب در آن هر ماه دو روز زايل سازد و مجرب و هر چند اين روغن كهنه شود بهتر است و جگر سوخته ساييده آن نرم اكتحالًا جهت روشنايى چشم و زهره آن نزول ماء در چشم را نافع و تقريب چشم نمايد و طلاى زهره آن با پيه شير جهت جلاى بشره و ازاله كلف و آب خوردن در پوست آن دافع ترس سگ ديوانه گزيده است از آب و چون از پوست آن پيمانه سازند و حبوب را به آن بپيمايند مانع فساد آنها و فساد زرع است و جلوس بر پوستين آن مورث ابنه و رافع نقرس و رياح غليظه و مفاصل و حمول محرق پوست تهيگاه و حوالى آن با زيت جهت رفع ابنه و به دستور ماليدن آن بر مقعده و حوالى آن را چون بسايند و بر حوالى مقعده بمالند نيز همين اثر را دارد و از ماده آن بالعكس و مورث ابنه است و بستن پوست ضبع ماده بر شكم زن حامله مانع اسقاط آن و طلاى مغز ساق آن با زيت الانفاق جهت نقرس عظيم النفع و نگاه داشتن دندان آن با خود مانع فرياد سگ ديوانه به دارنده آن و خصيه نمك سود آن به قدر يك مثقال با آب گرم جهت درد جگر نافع . فصل الضاد مع الجيم ضجاج به فتح اول و جيم و الف و جيم .